تاریخ انتشار: 1405
محل انتشار: مجله یافته های پیشروان علوم تربیتی و آموزشی
دوره 3، شماره 2
بازدید: 30
زبان: فارسی
رمانتیسم در ادبیات عربی معاصر صرفاً یک گرایش زیباییشناختی نیست، بلکه بازتابی از تحولات عمیق در نحوهی ادراک «خودِ شاعرانه» و نسبت آن با جهان پیرامون به شمار میرود. در این میان، خلیل مطران به عنوان یکی از نخستین پایهگذاران رمانتیسم در شعر عربی، با گسست نسبی از سنتهای بلاغی کلاسیک و توجه به تجربهی درونی، طبیعت و عاطفهی فردی، افق تازهای در بیان شاعرانه گشود. در ادامهی این مسیر، محمود درویش با عبور از مرزهای رمانتیسم عاطفی، شعر عربی را به سوی افقی گستردهتر و تأملیتر سوق داد؛ جایی که تجربهی تبعید، فقدان وطن و دغدغههای هستیشناسانه در کانون بیان شعری قرار میگیرد. پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی و بر اساس روش توصیفی–تحلیلی، به بررسی «دیالکتیک سکوت و فریاد» به عنوان یکی از نمودهای مهم بیان رمانتیک در اشعار خلیل مطران و محمود درویش میپردازد. مسئلهی اصلی این تحقیق تبیین چگونگی تحول معنایی و کارکردی این دو مفهوم در سیر تطور رمانتیسم عربی است. نتایج پژوهش نشان میدهد که در شعر خلیل مطران، سکوت و فریاد عمدتاً در چارچوب تجربههای عاطفی فردی و پیوند شاعر با طبیعت و احساسات درونی معنا مییابد؛ در حالی که در شعر محمود درویش، این دو مفهوم از سطح بیان عاطفی فراتر رفته و به نشانههایی نمادین برای بیان بحران هویت، تبعید، مقاومت و تجربهی وجودی انسان معاصر تبدیل میشوند. بر این اساس، میتوان گفت که تحول معنایی پارادوکس «سکوت و فریاد» بازتابی از گذار تدریجی رمانتیسم عربی از مرحلهی عاطفی و تغزلی به مرحلهای اندیشهورز و هستیشناسانه است.
رمانتیسم در ادبیات عربی معاصر صرفاً یک گرایش زیباییشناختی نیست، بلکه بازتابی از تحولات عمیق در نحوهی ادراک «خودِ شاعرانه» و نسبت آن با جهان پیرامون به شمار میرود. در این میان، خلیل مطران به عنوان یکی از نخستین پایهگذاران رمانتیسم در شعر عربی، با گسست نسبی از سنتهای بلاغی کلاسیک و توجه به تجربهی درونی، طبیعت و عاطفهی فردی، افق تازهای در بیان شاعرانه گشود. در ادامهی این مسیر، محمود درویش با عبور از مرزهای رمانتیسم عاطفی، شعر عربی را به سوی افقی گستردهتر و تأملیتر سوق داد؛ جایی که تجربهی تبعید، فقدان وطن و دغدغههای هستیشناسانه در کانون بیان شعری قرار میگیرد. پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی و بر اساس روش توصیفی–تحلیلی، به بررسی «دیالکتیک سکوت و فریاد» به عنوان یکی از نمودهای مهم بیان رمانتیک در اشعار خلیل مطران و محمود درویش میپردازد. مسئلهی اصلی این تحقیق تبیین چگونگی تحول معنایی و کارکردی این دو مفهوم در سیر تطور رمانتیسم عربی است. نتایج پژوهش نشان میدهد که در شعر خلیل مطران، سکوت و فریاد عمدتاً در چارچوب تجربههای عاطفی فردی و پیوند شاعر با طبیعت و احساسات درونی معنا مییابد؛ در حالی که در شعر محمود درویش، این دو مفهوم از سطح بیان عاطفی فراتر رفته و به نشانههایی نمادین برای بیان بحران هویت، تبعید، مقاومت و تجربهی وجودی انسان معاصر تبدیل میشوند. بر این اساس، میتوان گفت که تحول معنایی پارادوکس «سکوت و فریاد» بازتابی از گذار تدریجی رمانتیسم عربی از مرحلهی عاطفی و تغزلی به مرحلهای اندیشهورز و هستیشناسانه است.
ستاری، هاجر.(1405).بررسی تطبیقی دیالکتیک سکوت و فریاد در سیر تطور رمانتیسم از خلیل مطران تا محمود درویش.مجله یافته های پیشروان علوم تربیتی و آموزشی3(2).