تاریخ انتشار: 1405
محل انتشار: مجله یافته های پیشروان علوم تربیتی و آموزشی
دوره 3، شماره 5
بازدید: 16
زبان: فارسی
تحولات شتابان علمی، فناوری، فرهنگی و اجتماعی در دهههای اخیر، نظامهای تعلیم و تربیت را با چالشهای پیچیدهای مواجه ساخته است که پاسخگویی به آنها صرفاً از طریق اصلاحات ساختاری یا تغییر برنامههای درسی امکانپذیر نیست. در چنین شرایطی، توجه به مبانی فلسفی آموزش و پرورش بهعنوان زیربنای اندیشهورزی، سیاستگذاری و تصمیمگیری آموزشی، اهمیتی دوچندان یافته است. تفکر فلسفی با تقویت عقلانیت، تأمل، گفتوگو، نقدپذیری، تحلیل مسائل و بازاندیشی در اهداف و روشهای تربیتی، میتواند نقش مؤثری در ارتقای کیفیت نظام تعلیم و تربیت ایفا کند. از این منظر، کیفیت آموزشی تنها به شاخصهای کمی و عملکرد تحصیلی محدود نمیشود، بلکه ابعاد انسانی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی تعلیم و تربیت را نیز در بر میگیرد. مقاله حاضر با رویکردی علمی–ترویجی و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای و اسنادی، به بررسی جایگاه تفکر فلسفی در ارتقای کیفیت نظام تعلیم و تربیت میپردازد. در این راستا، مهمترین کارکردهای تفکر فلسفی از جمله پرورش تفکر انتقادی، تقویت قدرت استدلال، توسعه فرهنگ گفتوگو، تصمیمگیری آگاهانه، مسئولیتپذیری اخلاقی و بازاندیشی در اهداف تربیتی مورد تحلیل قرار گرفته و ارتباط آنها با شاخصهای کیفیت آموزشی بررسی شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که بهرهگیری از رویکردهای فلسفی در سیاستگذاری آموزشی، برنامهریزی درسی، مدیریت مدارس و فرایند یاددهی–یادگیری میتواند زمینه ارتقای کیفیت آموزش، افزایش خلاقیت، تقویت استقلال فکری فراگیران و توسعه فرهنگ یادگیری عمیق را فراهم سازد. همچنین نتایج بیانگر آن است که غفلت از مبانی فلسفی در نظامهای آموزشی، موجب غلبه رویکردهای حافظهمحور، کاهش قدرت تحلیل و تضعیف توانایی حل مسئله در دانشآموزان میشود. در مقابل، نهادینهسازی تفکر فلسفی در فرایندهای آموزشی، بستری مناسب برای تربیت شهروندانی آگاه، مسئول، اخلاقمدار و توانمند در مواجهه با مسائل پیچیده جامعه فراهم میآورد. در مجموع، تفکر فلسفی را میتوان یکی از مؤلفههای بنیادین ارتقای کیفیت نظام تعلیم و تربیت دانست که با ایجاد پیوند میان دانش، ارزش، عقلانیت و عمل، زمینه تحقق اهداف آموزش و پرورش در دنیای معاصر را فراهم میسازد.
روشنی یساقی، ساره.(1405).جایگاه تفکر فلسفی در ارتقای کیفیت نظام تعلیم و تربیت.مجله یافته های پیشروان علوم تربیتی و آموزشی3(5).