شماره مجله
دوره 3، شماره 2
تاریخ انتشار
01 اردیبهشت 1405
زبان مقاله
فارسی
MDOI
سال انتشار
1405
یکی از چالشهای اساسی نظامهای آموزشی، ناهماهنگی میان روشهای تدریس یکسان و نیازهای شناختی متنوع دانشآموزان است. هر دانشآموز دارای سبک یادگیری ترجیحی (دیداری، شنیداری، یا حرکتی)، ظرفیت متفاوت حافظه کاری، و سطوح گوناگونی از توانایی پردازش اطلاعات است. با این حال، بسیاری از کلاسهای درس همچنان از روشهای تدریس یکنواخت و مبتنی بر سخنرانی استفاده میکنند که فقط برای گروه کوچکی از دانشآموزان (معمولاً یادگیرندگان شنیداری با حافظه کاری بالا) مؤثر است و سایر دانشآموزان را به حاشیه میراند. این مقاله با روش مرور نظاممند و تحلیل ترکیبی ۷۵ مطالعه انجامشده در ایران و جهان (از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴)، به بررسی سه محور اصلی میپردازد: ۱) سبکهای یادگیری (دیداری، شنیداری، حرکتی) و نحوه شناسایی و انطباق روشهای تدریس با هر یک، ۲) نقش حافظه کاری در یادگیری مفاهیم پیچیده و چالشهای دانشآموزان با ظرفیت حافظه کاری پایین، و ۳) راهکارهای عملی برای انطباق روشهای تدریس با نیازهای شناختی دانشآموزان. یافتهها نشان میدهد که مؤثرترین رویکرد تدریس، «تدریس چندحسی» (ترکیب همزمان روشهای دیداری، شنیداری و حرکتی در هر جلسه) است که به جای تقسیم دانشآموزان بر اساس سبکهای یادگیری، همه دانشآموزان را از طریق کانالهای مختلف درگیر یادگیری میکند. همچنین حافظه کاری به عنوان یکی از مهمترین پیشبینکنندههای یادگیری مفاهیم پیچیده شناسایی شده و راهکارهایی مانند شکستن محتوا به بخشهای کوچک، استفاده از ابزارهای بصری برای کاهش بار شناختی، و ارائه فرصتهای تمرین توزیعشده برای دانشآموزان با حافظه کاری پایین ارائه میشود. در پایان، یک چارچوب هشت مرحلهای برای طراحی تدریس مبتنی بر نیازهای شناختی دانشآموزان ارائه میشود.
یکی از چالشهای اساسی نظامهای آموزشی، ناهماهنگی میان روشهای تدریس یکسان و نیازهای شناختی متنوع دانشآموزان است. هر دانشآموز دارای سبک یادگیری ترجیحی (دیداری، شنیداری، یا حرکتی)، ظرفیت متفاوت حافظه کاری، و سطوح گوناگونی از توانایی پردازش اطلاعات است. با این حال، بسیاری از کلاسهای درس همچنان از روشهای تدریس یکنواخت و مبتنی بر سخنرانی استفاده میکنند که فقط برای گروه کوچکی از دانشآموزان (معمولاً یادگیرندگان شنیداری با حافظه کاری بالا) مؤثر است و سایر دانشآموزان را به حاشیه میراند. این مقاله با روش مرور نظاممند و تحلیل ترکیبی ۷۵ مطالعه انجامشده در ایران و جهان (از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴)، به بررسی سه محور اصلی میپردازد: ۱) سبکهای یادگیری (دیداری، شنیداری، حرکتی) و نحوه شناسایی و انطباق روشهای تدریس با هر یک، ۲) نقش حافظه کاری در یادگیری مفاهیم پیچیده و چالشهای دانشآموزان با ظرفیت حافظه کاری پایین، و ۳) راهکارهای عملی برای انطباق روشهای تدریس با نیازهای شناختی دانشآموزان. یافتهها نشان میدهد که مؤثرترین رویکرد تدریس، «تدریس چندحسی» (ترکیب همزمان روشهای دیداری، شنیداری و حرکتی در هر جلسه) است که به جای تقسیم دانشآموزان بر اساس سبکهای یادگیری، همه دانشآموزان را از طریق کانالهای مختلف درگیر یادگیری میکند. همچنین حافظه کاری به عنوان یکی از مهمترین پیشبینکنندههای یادگیری مفاهیم پیچیده شناسایی شده و راهکارهایی مانند شکستن محتوا به بخشهای کوچک، استفاده از ابزارهای بصری برای کاهش بار شناختی، و ارائه فرصتهای تمرین توزیعشده برای دانشآموزان با حافظه کاری پایین ارائه میشود. در پایان، یک چارچوب هشت مرحلهای برای طراحی تدریس مبتنی بر نیازهای شناختی دانشآموزان ارائه میشود.
امان اله زاده، رویا ; سلطانی، سودا ; عبداله زاده، کبری ; سره، آیسان ; فراشی، محمد ; شفیعی، زینب.(1405).بررسی روشهای تدریس با نیازهای شناختی دانشآموزان: سبکهای یادگیری، نقش حافظه کاری در یادگیری مفاهیم پیچیده، و چگونگی انطباق.مجله یافته های پیشروان علوم تربیتی و آموزشی3(2).