شماره مجله
دوره 3، شماره 6
تاریخ انتشار
01 شهریور 1405
زبان مقاله
فارسی
MDOI
سال انتشار
1405
تضاد و تقابل، یکی از بنیادینترین شگردهای بلاغی و اندیشگی در شعر مولوی است که نهتنها در سطح زبانی و آرایههای ادبی، بلکه در لایههای عمیق هستیشناسی و عرفانی او ریشه دارد. این پژوهش با هدف بررسی وجوه مختلف تضاد در شعر مولوی، در چارچوب درس «بلاغت کاربردی» انجام شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای متون بلاغی و شواهد شعری از مثنوی معنوی و دیوان شمس است. یافتهها نشان میدهد که مولوی از تضاد در سه ساحت متمایز اما درهمتنیده بهره گرفته است: ساحت بلاغی (شامل آرایههای تضاد، متناقضنما/پارادوکس، و مقابله)، ساحت ساختاری (شامل تقابلهای همجوار در نحو جمله و تقابل شخصیتها در حکایات)، و ساحت هستیشناختی (شامل تضاد مرآتی میان هستی و نیستی و تضاد تکمیلی میان مظاهر حق). یافتههای کلیدی نشان میدهد که مولوی برخلاف سنت بلاغی پیشینیان، تضاد را از یک آرایه صرفاً لفظی به عنصری معنیساز و ساختاری ارتقا داده است. پربسامدترین جلوه تضاد در غزلیات شمس، متناقضنما (پارادوکس) از نوع اسنادی است . همچنین مشخص شد که مولوی در مثنوی با ایجاد تقابلهای همجوار در ساختار نحوی ابیات — از جمله تقابلهای معطوف، مضاف و مضافالیه، و موصوف و صفت — الگوهای بلاغی نوآورانهای آفریده است . نتیجهگیری پژوهش حاکی از آن است که تضاد در شعر مولوی، نه یک انتخاب سبکی صرف، بلکه بازتابی از جهانبینی دیالکتیکی اوست که در آن، اضداد نه تنها در ستیز، بلکه در تکامل و وحدت نهایی قرار دارند.
شهنوازی خرم، محمدمتین ; شه بخش، آمنه.(1405).بررسی تضاد در شعر مولوی.مجله یافته های پیشروان علوم تربیتی و آموزشی3(6).