تاریخ انتشار: 1405
محل انتشار: مجله یافته های پیشروان علوم تربیتی و آموزشی
دوره 3، شماره 2
بازدید: 20
زبان: فارسی
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش فناوریهای نوین به ویژه هوش مصنوعی در ارتقاء کارایی مدیریت دفاعی انجام شده است. در عصر کنونی که تحولات شتابان فناورانه، ماهیت تهدیدات و شیوههای دفاعی را دستخوش دگرگونیهای بنیادین ساخته است، بهرهگیری از ظرفیتهای هوش مصنوعی در حوزه مدیریت دفاعی، از یک ضرورت انکارناپذیر به یک الزام راهبردی تبدیل شده است. این پژوهش با روش توصیفی‑تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای و اسنادی انجام شده و ضمن بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش، به تحلیل ابعاد مختلف کاربست هوش مصنوعی در مدیریت دفاعی پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هوش مصنوعی با قابلیتهای منحصربهفردی چون پردازش دادههای کلان، پیشبینی تهدیدات، شبیهسازی سناریوها، بهینهسازی منابع و تسریع فرایند تصمیمگیری، میتواند تحولی شگرف در کارایی مدیریت دفاعی ایجاد نماید و ساختارهای سنتی سلسلهمراتبی را به سمت فرماندهی شبکهمحور و دادهمحور سوق دهد. با این حال، بهرهبرداری مؤثر از این فناوری مستلزم توسعه سامانههای بومی، آموزش نیروی انسانی متخصص، تدوین چارچوبهای حقوقی و اخلاقی مناسب و توجه ویژه به امنیت سایبری است. نتایج آزمون فرضیات نشان میدهد که بین بهکارگیری هوش مصنوعی و افزایش سرعت تصمیمگیری، دقت در پیشبینی تهدیدات، بهینهسازی تخصیص منابع، کاهش خطای انسانی و ارتقاء هماهنگی عملیاتی در مدیریت دفاعی، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین مشخص گردید که چالشهای اصلی در مسیر پیادهسازی هوش مصنوعی در مدیریت دفاعی، شامل کمبود زیرساختهای فنی، فقدان نیروی انسانی ماهر، نبود چارچوبهای قانونی شفاف و ملاحظات اخلاقی مرتبط با کاربردهای نظامی این فناوری است. در مجموع، پژوهش نشان میدهد که هوش مصنوعی میتواند نظام دفاعی را به سمت سیستمی هوشمند، پیشبینانه و پاسخگو هدایت کرده و در تقویت امنیت ملی نقش بسزایی ایفا نماید، مشروط بر آنکه کاربرد آن در چارچوب ضوابط اخلاقی، حقوقی و راهبردی روشن و با درایت صورت پذیرد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش فناوریهای نوین به ویژه هوش مصنوعی در ارتقاء کارایی مدیریت دفاعی انجام شده است. در عصر کنونی که تحولات شتابان فناورانه، ماهیت تهدیدات و شیوههای دفاعی را دستخوش دگرگونیهای بنیادین ساخته است، بهرهگیری از ظرفیتهای هوش مصنوعی در حوزه مدیریت دفاعی، از یک ضرورت انکارناپذیر به یک الزام راهبردی تبدیل شده است. این پژوهش با روش توصیفی‑تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای و اسنادی انجام شده و ضمن بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش، به تحلیل ابعاد مختلف کاربست هوش مصنوعی در مدیریت دفاعی پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هوش مصنوعی با قابلیتهای منحصربهفردی چون پردازش دادههای کلان، پیشبینی تهدیدات، شبیهسازی سناریوها، بهینهسازی منابع و تسریع فرایند تصمیمگیری، میتواند تحولی شگرف در کارایی مدیریت دفاعی ایجاد نماید و ساختارهای سنتی سلسلهمراتبی را به سمت فرماندهی شبکهمحور و دادهمحور سوق دهد. با این حال، بهرهبرداری مؤثر از این فناوری مستلزم توسعه سامانههای بومی، آموزش نیروی انسانی متخصص، تدوین چارچوبهای حقوقی و اخلاقی مناسب و توجه ویژه به امنیت سایبری است. نتایج آزمون فرضیات نشان میدهد که بین بهکارگیری هوش مصنوعی و افزایش سرعت تصمیمگیری، دقت در پیشبینی تهدیدات، بهینهسازی تخصیص منابع، کاهش خطای انسانی و ارتقاء هماهنگی عملیاتی در مدیریت دفاعی، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین مشخص گردید که چالشهای اصلی در مسیر پیادهسازی هوش مصنوعی در مدیریت دفاعی، شامل کمبود زیرساختهای فنی، فقدان نیروی انسانی ماهر، نبود چارچوبهای قانونی شفاف و ملاحظات اخلاقی مرتبط با کاربردهای نظامی این فناوری است. در مجموع، پژوهش نشان میدهد که هوش مصنوعی میتواند نظام دفاعی را به سمت سیستمی هوشمند، پیشبینانه و پاسخگو هدایت کرده و در تقویت امنیت ملی نقش بسزایی ایفا نماید، مشروط بر آنکه کاربرد آن در چارچوب ضوابط اخلاقی، حقوقی و راهبردی روشن و با درایت صورت پذیرد.
زارع، محمد مهدی.(1405).بررسی نقش فناوری های نوین (هوش مصنوعی) در ارتقاء کارایی مدیریت دفاعی.مجله یافته های پیشروان علوم تربیتی و آموزشی3(2).