تاریخ انتشار: 1403
محل انتشار: مجله یافته های پیشروان علوم تربیتی و آموزشی
دوره 1، شماره 13
بازدید: 46
زبان: فارسی
هدف پژوهش حاضر، واکاوی و ترکیب ساختاریافته شواهد پژوهشی پیرامون نقش و کارکرد رویکردهای «آموزش تفکر» بر توسعه سواد تاریخی و تقویت مهارتهای تفکر انتقادی در دانشآموزان دوره اول متوسطه است. آموزش سنتی تاریخ در نظامهای آموزشی غالباً بر حافظهپروری، توالی وقایعنگارانه و انتقال روایات تکبعدی متمرکز بوده که پیامد آن تقلیل تاریخ به دانشی غیرکاربردی و انفعال شناختی فراگیران است. در مقابل، پیوند میان آموزش تفکر (بهویژه الگوهای پرسشگری سقراطی، فلسفه برای نوجوانان و یادگیری اکتشافی) و آموزش تاریخ، افقهای نوینی را در بازتعریف تاریخ به عنوان یک «فرایند حل مسئله و تفسیر شواهد» پدید آورده است. این مطالعه به روش مروری نظاممند روایتی و با بررسی مطالعات تجربی، تحلیلی و نظری نمایه شده در پایگاههای معتبر علمی-پژوهشی کشور (بین سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲) انجام گرفت. یافتههای حاصل از سنتز دادهها نشان داد که تلفیق رویکردهای آموزش تفکر با آموزش تاریخ از طریق سه سازوکار بنیادین «درگیرسازی با اسناد و منابع دست اول»، «طرح پرسشهای تفکربرانگیز و دیالوگمحور» و «همدلی تاریخی توأم با چندصدایی روایی»، موجب تحول در سواد تاریخی از سطح فهم نقلی به سطح تحلیل ماهوی میگردد. همچنین این رویکرد، مؤلفههای تفکر انتقادی شامل ارزیابی اعتبار شواهد، شناسایی سوگیریها و نتیجهگیری مبتنی بر شواهد را به طور معناداری ارتقا میبخشد. در نهایت، مدلهای کاربردی برای بازطراحی محتوا، روشهای تدریس و ارزشیابی درس تاریخ دوره اول متوسطه ارائه شده است.
فرض اللهی، سارا.(1403).واکاوی نقش رویکرد آموزش تفکر در ارتقای سواد تاریخی و تفکر انتقادی دانشآموزان دوره متوسطه اول: یک مطالعه مروری.مجله یافته های پیشروان علوم تربیتی و آموزشی1(13).