تاریخ انتشار: 1405
محل انتشار: مجله یافته های پیشروان علوم تربیتی و آموزشی
دوره 3، شماره 2
بازدید: 11
زبان: فارسی
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بهرهگیری از ابزارهای هوش مصنوعی بر بهبود مدیریت زمان تحصیلی و تحول در عادات مطالعه دانشآموزان دوره متوسطه دوم انجام شد و تلاش داشت تا مدلی عملیاتی برای استفاده بهینه از فناوریهای نوین در برنامهریزی تحصیلی ارائه دهد. روش پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان پسر پایه یازدهم شهر مشهد در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای، تعداد ۷۰ نفر (۳۵ نفر گروه آزمایش و ۳۵ نفر گروه کنترل) انتخاب شدند. گروه آزمایش به مدت ۱۲ جلسه ۶۰ دقیقهای تحت آموزش مدیریت زمان تحصیلی مبتنی بر هوش مصنوعی (شامل استفاده از دستیارهای برنامهریز هوشمند، اپلیکیشنهای تحلیل زمان، سیستمهای یادآوری تطبیقی، پلتفرمهای تمرین توزیعشده و ابزارهای تحلیل عادات مطالعه) قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل، آموزش مدیریت زمان به روش سنتی (برنامهریزی دستی و بدون استفاده از فناوری) را دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه مدیریت زمان تحصیلی (با ۲۴ گویه و چهار مؤلفه برنامهریزی، اولویتبندی، کنترل زمان و هدفگذاری)، پرسشنامه عادات مطالعه (با ۲۰ گویه و سه مؤلفه نظم مطالعه، تمرکز و مرور منظم) و آزمون عملکرد تحصیلی در سه درس ریاضی، فیزیک و زبان انگلیسی بود که روایی و پایایی آنها تأیید شد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و یکمتغیره و تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که آموزش مدیریت زمان مبتنی بر هوش مصنوعی به طور معناداری باعث افزایش مهارتهای مدیریت زمان (۰۵/۰>P و ۴۵/۶۲=F) و بهبود عادات مطالعه (۰۵/۰>P و ۷۸/۵۴=F) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. همچنین، عملکرد تحصیلی دانشآموزان گروه آزمایش در هر سه درس به طور معناداری افزایش یافت و بیشترین افزایش مربوط به درس فیزیک (مجذور اتا ۴۲۸/۰) و کمترین افزایش مربوط به درس زبان انگلیسی (مجذور اتا ۳۱۲/۰) بود. نتایج تحلیل پیگیری نشان داد که تأثیرات مداخله بر مؤلفههای برنامهریزی و هدفگذاری در دوره پیگیری دو ماهه با ثبات بیشتری نسبت به مؤلفههای اولویتبندی و کنترل زمان باقی مانده است. بر اساس یافتهها، هوش مصنوعی با ارائه بازخوردهای آنی، شخصیسازی برنامههای مطالعه، شناسایی الگوهای اتلاف وقت و پیشنهاد راهبردهای بهینه، میتواند تحولی بنیادین در عادات مطالعه دانشآموزان ایجاد کند و آنها را از برنامهریزی خطی و یکنواخت به سمت مدیریت پویا، تطبیقی و هوشمند زمان سوق دهد. با وجود محدودیتهایی مانند دسترسی نابرابر به ابزارهای هوشمند و وابستگی به اینترنت، پیشنهاد میشود که نظام آموزشی کشور با تدوین برنامههای درسی مبتنی بر هوش مصنوعی، توانمندسازی معلمان و فراهم کردن زیرساختهای فنی، زمینههای لازم برای بهرهمندی تمامی دانشآموزان از این فرصتهای تحولآفرین را فراهم آورد و پژوهشهای آتی نیز با رویکردهای طولی، کیفی و بینفرهنگی به بررسی عمیقتر ابعاد مختلف این تحول بپردازند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بهرهگیری از ابزارهای هوش مصنوعی بر بهبود مدیریت زمان تحصیلی و تحول در عادات مطالعه دانشآموزان دوره متوسطه دوم انجام شد و تلاش داشت تا مدلی عملیاتی برای استفاده بهینه از فناوریهای نوین در برنامهریزی تحصیلی ارائه دهد. روش پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان پسر پایه یازدهم شهر مشهد در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای، تعداد ۷۰ نفر (۳۵ نفر گروه آزمایش و ۳۵ نفر گروه کنترل) انتخاب شدند. گروه آزمایش به مدت ۱۲ جلسه ۶۰ دقیقهای تحت آموزش مدیریت زمان تحصیلی مبتنی بر هوش مصنوعی (شامل استفاده از دستیارهای برنامهریز هوشمند، اپلیکیشنهای تحلیل زمان، سیستمهای یادآوری تطبیقی، پلتفرمهای تمرین توزیعشده و ابزارهای تحلیل عادات مطالعه) قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل، آموزش مدیریت زمان به روش سنتی (برنامهریزی دستی و بدون استفاده از فناوری) را دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه مدیریت زمان تحصیلی (با ۲۴ گویه و چهار مؤلفه برنامهریزی، اولویتبندی، کنترل زمان و هدفگذاری)، پرسشنامه عادات مطالعه (با ۲۰ گویه و سه مؤلفه نظم مطالعه، تمرکز و مرور منظم) و آزمون عملکرد تحصیلی در سه درس ریاضی، فیزیک و زبان انگلیسی بود که روایی و پایایی آنها تأیید شد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و یکمتغیره و تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که آموزش مدیریت زمان مبتنی بر هوش مصنوعی به طور معناداری باعث افزایش مهارتهای مدیریت زمان (۰۵/۰>P و ۴۵/۶۲=F) و بهبود عادات مطالعه (۰۵/۰>P و ۷۸/۵۴=F) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. همچنین، عملکرد تحصیلی دانشآموزان گروه آزمایش در هر سه درس به طور معناداری افزایش یافت و بیشترین افزایش مربوط به درس فیزیک (مجذور اتا ۴۲۸/۰) و کمترین افزایش مربوط به درس زبان انگلیسی (مجذور اتا ۳۱۲/۰) بود. نتایج تحلیل پیگیری نشان داد که تأثیرات مداخله بر مؤلفههای برنامهریزی و هدفگذاری در دوره پیگیری دو ماهه با ثبات بیشتری نسبت به مؤلفههای اولویتبندی و کنترل زمان باقی مانده است. بر اساس یافتهها، هوش مصنوعی با ارائه بازخوردهای آنی، شخصیسازی برنامههای مطالعه، شناسایی الگوهای اتلاف وقت و پیشنهاد راهبردهای بهینه، میتواند تحولی بنیادین در عادات مطالعه دانشآموزان ایجاد کند و آنها را از برنامهریزی خطی و یکنواخت به سمت مدیریت پویا، تطبیقی و هوشمند زمان سوق دهد. با وجود محدودیتهایی مانند دسترسی نابرابر به ابزارهای هوشمند و وابستگی به اینترنت، پیشنهاد میشود که نظام آموزشی کشور با تدوین برنامههای درسی مبتنی بر هوش مصنوعی، توانمندسازی معلمان و فراهم کردن زیرساختهای فنی، زمینههای لازم برای بهرهمندی تمامی دانشآموزان از این فرصتهای تحولآفرین را فراهم آورد و پژوهشهای آتی نیز با رویکردهای طولی، کیفی و بینفرهنگی به بررسی عمیقتر ابعاد مختلف این تحول بپردازند.
برنجی، لیلا ; قلندر نزاد، علیرضا ; سیفی، معصومه ; نجفی، نرگس.(1405).مدیریت زمان تحصیلی در عصر هوش مصنوعی؛ تحولی بنیادین در عادات مطالعه.مجله یافته های پیشروان علوم تربیتی و آموزشی3(2).